[ کوچه های کودکی ...... ]
پنجره ای که روبه دریا باز شد
پنج شنبه ها را تعطیل نکرد
با عطر لیموی ترُش
در کوچه ها
روسری گلدار مادر
از انار پُر بود
تاخنده های خواهر
روی آینه نشست
برادر
افتادگی را از درخت گرفت
وکوچه های خیس
بوی نان ِتنُوری وُریحان
همسایه ایی که ازپشت دیوار
سرک کشیده،
به خانه ی ما
چشم به من
هی استغفار مادر بزرگ وُ
فریادهای پدر
من می ترسم
دریا گریه هایش برای ماهیان نباشد
شعر من در سایت وازنا .
شعر های من در سایت مانیهای جدید
|
+| نوشته شده توسط
حسین دیلم کتولی . در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
|