] غول کلمات..... [
جانوری
که در سر من است
دارد بزرگ می شود
غول سحر آمیزی
که بالا تر از خدا
توی تنم
ریشه
ریشه،
راه می رود
اسم های معلق
آدم های وارونه
قطار های شیشه ای
در خت های چنار
با کلاغ های سیاه وسپید
وماشین های بدون
در ،
پنجره
چقدر مرداب زیاد شده
با مرغ های ماهی خواری که
بال نمی زنند
و گله ی مگس های سمج
هی می چرخند
می چرخند
درکلماتی که جمله نمی شوند
با سکته های فاحش
شعر من در سایت مانیهای جدید
|
+| نوشته شده توسط
حسین دیلم کتولی . در شنبه نوزدهم آبان 1386
|